منشاء ستم جنسی بر زنان ،

اساسا درذات نظام سرمایه داری است‏

بنفشه کمالی


5 مارس 2012


" باید جهانی را از بُن دگرگون کرد، اما ، هر اشکی که می ریزد، آنگه که بتوانند آنرا بسترند از دیدگان و اقدام به اینکار نکنند، رسوایی انگیز است، و هر موجود انسانی، که در وقت شتاب خویش، در پی انجام یک کار سُتُرگ و سخت ، از سر بی احتیاطی، خُرد می سازد به زیر پا، یک فرد ضعیف بی دفاعی را، یک جنایت مرتکب گشته است." رزا . ل 1918 (1)

به یاد و تقدیم به همۀ زنانِ کمونیستِ مبارز و آزادی خواهی که آگاهانه و دلیرانه و با آگاهی در راه آرمانهای سوسیالیستی – کمونیستی خویش و برای رهایی تمام بشریتِ تحت ستم و استثمار، اعم از زن و مرد بی با کانه به پاخاستند و برای رسیدن به کاملترین شکل جامعه انسانی ، یعنی جامعه کمونیستی در مقابل تمامی سختی ها و سر کوب شدنها و دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام ، با آگاهی و شجاعت ایستادگی کرد ند و از هیج مانعی نهراسیدند . آنها برای رسیدن به جامعه ای که عاری از هرشکلی از ستم چه طبقاتی ، جنسی ، نژادی، سنی ، به مبارزه بر خاسته و هر روز در سراسر جهان و در ایران علیرغم سر کوب شدید به مبارزه خویش ادامه می دهند و برای دستیابی به جامعه ای که در آن همه انسانها علیرغم جنسیت و نژاد و سن در کنار هم به هستی پر شکوه خویش ادامه داده و به زندگی آزادانه و عاری از استثمار ،نابرابری و از عاری از خود بیگانگی دست یابند از پا نمی نشینند. زنان کمونیست و مبارز و آزادیخواه ، بی باکانه برای تحقق جامعۀ نوین کمونیستی ،جامعه ای که در آن ستم جنسی و طبقاتی و نژادی محو گردیده است ، به مبارزه با نظام سر مایه داری و علیه بهره کشی انسان از انسان در سراسر جهان به پا خاسته و برای رسیدن به این هدف بزرگ و انسانی خویش درمقابل تمام مشقات و سختی ها با فداکاری و شجاعت غیر قابل توصیفی ایستادگی کرده و از هیچ مانعی برای رسیدن به جامعه به معنای واقعی آزاد و مورد نظر خود، هراس به دل راه نداده و نخواهند داد.

هر سال در 8 مارس در سراسر جهان به مناسبت روز جهانی زن مراسم مختلفی برگزار می گردد. این مراسم توسط زنان با گرایشات سیاسی مختلف بر گزار می شود .از طرفی گرایشاتی که در راستای خواستهای بورژوایی – لیبرالی میباشند و از طرف دیگرودر مقابل آن گرایشات سوسیالیستی و رادیکال با هدف واین ایده که برای حل نهایی ستم بر زنان ، هدف مبارزه باید در جهت از بین بردن ریشه اصلی ستم بر زنان ، یعنی نظام سر مایه داری باشد . گرایشات لیبرال و بورژوایی ، تنها برای رسیدن به خواستهای کوتاه مدت و مقطعی بهتر شدن زنان تلاش می کنند و هدفشان نه از بین بردن قطعی اسثمار و بی عدالتی ، بلکه حفظ سیستم سر مایه داری است و نهایتا اینجا و آنجا قوانینی در بهبود وضع زنان در چهار چوب همین سیستم ضد زن و کارگر میباشد ( کمپین یک میلیون امضا ، فمنیستهای ضد مرد ،به اصطلاح فمینستهای اسلامی و سکولار و غیره ) و با بر جاماندن سیستم استثماری مخالفتی نداشته و فقط خواهان تقلیل این ستمها و فشارها بر زنان میباشند و به اساس و بانی و سر منشاء این ستم که خود سیستم سر مایه داری است کاری نداشته و مخالفت جدی و اساسی ندارند . از طرف دیگر مبارزانِ کمونیست و سو سیالیستهای چپ برای رفع پایه ای و اساسی ستم جنسی و طبقاتی که در ذات نظام سر مایه داری است به مبارزه بر می خیزند. در واقع بانیان روز جهانی زن، زنان کمونیست و سوسیالسیتی چون کلارا زتکین، آلکساندر کولنتای، لوئیز زیتس بودند که در کنگره بین المللی سوسیا لیستها که در سال 1910 در در کپنهاک ، پایتخت دانمارک بر گزار گردید شرکت کردند. کلارا زتکین زن سوسیالیست ، 8 مارس را به عنوان روز بین المللی زنان پیشنهاد کرد که کنگره این پیشنهاد او را تصویب نمود . کنگره خواهان حقوق برابر برای زنان با مردان ، حق رای برای زنان و همچنین حقوق دیگری برای زنان شده بود .این زنان سوسیالیست انقلابی ، برای تحقق این حقوق طبیعی زنان به فعالیت گسترده مشغول شدند . یک سال بعد یعنی در 8 مارس 1911، روز بین المللی زنان برای اولین بار با شرکت بیش از یک میلیون نفر در سراسر اروپا برگزار گردید .انتخاب 8 مارس به این دلیل بود که در 8 مارس 1875 زنان کارگرکارخانجات نساجی در نیورک به اعتراض علیه شرایط کاری شاق ، دستمزدهای بسیار نازل و ساعات کار طولانی و طاقت فرسا و بدست آوردن حق رای، دست به اعتراض و اعتصاب زدند و با سر کوب شدید پلیس روبرو گردیده و تعدادی از زنان زخمی و دستگیر شدند. در سال 1908 بار دیگر زنان کارگر شجاع نساجی در نیویورک دوباره دست به اعتراض و اعتصاب زدند و این بار نیز با سر کوب پلیس حامی نظام استثمارگر سرمایه روبرو گردیدند. در واقع ریشه روز جهانی زن ، 8 مارس در مبارزه و مقاومت زنان کارگر نهفته میباشد. ستم جنسی بر زنان باعث گردیده که زنان بیشماری به عرصۀ مبارزه برای رفع این ستم و بر علیه بی حقوقی و تبعیضی که بر آنان در زمینه های مختلف (کار، پوشش، ازدواج، طلاق، سرپرستی فرزندان) روا میگرددو برعلیه انقیاد وبردگی کارخانگی به پا خیزند. درکنار این تبعیضاتی که بر بسیاری از زنان در جامعه سرمایه داری اعمال می گردد، باید توجه داشت که زنان کارگرو زحمتکش از یک سو توسط سرمایه داران استثمار شده و از طرف دیگر با ستم جنسی که به عنوان زن از طرف جامعه، قوانین، مذهب و فرهنگ مردسالارانه بر آنان اعمال میشوند روبرومی باشند.

با توجه به اینکه اساس فعالیت کمونیستهابطورمشخص دفاع وفعالیت درجهت منافع طبقه کارگرمیباشد، طبیعتا اقشار ستم دیده غیر کارگری را درجامعه ) منجمله بخش وسیعی از زنان ) که ازمتحدان واقعی وراستین این طبقه هستند، نیز در برمی گیرد. صرفنظرازجنس ورنگ ونژادوملیت. باتوجه به اینکه زنان کارگر و زحمتکش دچار ستم مضاعف میباشند. در هیچ کدام از جوامع موجود، حتی در مدرن ترین آنها ، زنان از ایندو ستم رها نیستند . در ضمن درجوامعی که رژیمهای تئو کرات بر آنان مسلط میباشند، این ستم شدید تر وچند برابر میشود. نمونۀ بسیار بارز آن وضعیت و شرایط تبعیض و ستم جنسی و سر کوب و فشار بیش از حدی است که رژیم سرمایه داری – اسلامی که در ایران حاکم میباشد، با تحمیل اعمال و قوانین قرون وسطائی خود بطور روزانه و دائم و در هر زمینه ای از زندگی زنان از شخصی تا اجتماعی و سیاسی وارد می کند. بطوریکه زندگی روزانۀ دختران و زنان در ایران با مبارزه ای سخت و بی امان با رژیم ددمنش ، زن ستیز و بهره کش جمهوری اسلامی توام میباشد. متاسفانه در سراسر دنیا زنان بسیاری برای بد ست آوردن اندکی آزادی و رهائی از دست قوانین ار تجاعی ، استثماری و زن ستیز مجبور به پرداختن بهای گزافی شده و میشوند.

بهائی که بسیار سنگین بوده و در بعضی نقاط دنیا به قیمت از دست دادن جان خود، دستگیری، شکنجه، زندان و اعدام همراه بوده است . هنوز هم در پیشرفته ترین سرمایه داری های جهان، بر خلاف ادعائی که سران این دولتها دارند ، زنان از حقوق کامل با مردان بر خوردار نیستند. خصو صا زنان کارگر در سراسر دنیا با مشکلات و سختی های فراوانی برای گذران زندگی خود و فرزندانشان دست به گریبان هستند. برای مثال مادرانِ تنهای کارگر مجبورند با حقوق کم و با عدم ا مکانات و نبود مهد کو دک های ارزان و مناسب ، با سختی زیاد هم از فرزندان خود مراقبت کنند و هم برای گذران زندگی خود و فرزندان شان ساعات زیادی در خارج از خانه و همچنین در خانه به تنهائی به مرا قبت از فرزندان خود به پردازند و در واقع همیشه در گیر معضلات زندگی میباشند و هیچ گاه وقت و در آمد کافی برای استراحت و آ رامشی که خود را برای کار روز بعد آماده کنند را ندارند و حتی در حالت بیماری به مراقبتهای لازم و ضروری مورد نیاز خود دسترسی ندارند .

در ضمن تعداد بیشماری ازاین زنان نیز با خشونت و تبعیض ناشی از جامعه مرد سا لار روبرو میباشند . خشونتی که از یک طرف به وسیلۀ سرمایه داران و از طرف دیگر به وسیلۀ همسران ، بستگان و مردان جا معه و شریک زندگی شان برآنان اعمال میشود. طبیعی است که فعالیتها و مبارزات زنان در جهت بدست آوردن حقوق طبیعی خویش میتواند تا حدی وضعیت آنان را بهبود بخشد. اما هرگز به حل نهائی و رفع قطعی ستم بر آنان منجر نخواهد شد . برای رفع قطعی و از بین بردن عوامل ستم بر زنان باید که دست به ریشه زد و عامل ستم جنسی و مضاعف را که هما نا سیستم سرمایه داری و بهره کشی انسان از انسان است را از بین برد. این واقعیتی بسیاربدیهی واَشکاراست که درجامعه ای مثل ایران باقوانین قرون وسطی اسلامی برعلیه زنان، محدودیت های بیشماری برای اَنان وجوددارد وزنان تحت فشارهای بسیارغیرانسانی، شاق وقرون وسطی هستند. دراین شکی نیست وبرهمگان روشن واَشکارمیباشد. طبیعتا این ظلم وستم بابرقراری جامعه سوسیالیستی که دراَن استثمارانسان ازانسان به پایان رسیده باشد، بطوراساسی وپایه ای ریشه کن خواهدشد .

در جامعه ، زنان کارگرهم مثل مردان کارگراستثمارمیشوند. خانواده های کارگری دربدترین شرایط فقروبی امکاناتی به سرمیبرند . باتوجه به اینکه درجامعه زنانی هستندکه ازطبقات دارا وقدرتمند ودررده بالای طبقاتی قراردارند، اینان به هیچ وجه درموقعیت فقروفرودستی که زنان کارگروهمسران کارگران قراردارند قرارنمیگیرند ودرصف دیگری قرارخواهندگرفت. اَزادی واقعی زنان زمانی تحقق میپذیردکه سیستم استثمارفردازفرد بر کنده شود و جای خودرابه جامعه ای عاری ازاستثمارداد ه باشد .دیدگاهی به غیرازاین به توهمات بورژوایی دامن خواهدزد ودرنهایت نه تنهابه نفع زنان نیست،بلکه دردرازمدت مغایرمنافع اَنان میباشد.

برای انجام این امر مهم و رسیدن به هدف نهائی، باید زنان را هر چه بیشتر و بیشتر برای شر کت در عرصۀ فعالیت سیاسی ، انقلابی و کمونیستی تشویق کرد و ریشه های این ستم را برای زنان توضیح داده و آنان را به مبارزۀ سیاسی بر علیه کلیت سیستم استثماری به میدان مبارزه دعوت کرد تا آنان نیز در کنار سایر اقشار استثمار شده به مبارزۀ پیگیر و انقلابی برعلیه سیستم موجود اقدام کنند. به جز این، همۀ راه حل ها موقتی و روبنائی وبرای کوتاه مدت است و فقط برای بخشی از زنان تاثیر مثبت میتواند داشته باشد. اما و در نهایت ستم جنسی به خودی خود باقی خواهد ماند .

یکی از زنانی که در کنار زنان مبارز بیشماری ، در این راه با اراده ای ستُرگ و پولادین و با اعتقادی راسخ و خدشه نا پذیربه پا خاست و به مبارزۀ کمونیستی و بی امان خود برعلیه سیستم سرمایه داری دست زد و برای پیشبرد هدفی که به آن معتقد بود تا پای جان خویش به مبارزه ادامه داد، کمونیست انقلابی رزا لوکزامبورگ بود. رزا پرومته(2) بود. او با نوشته ها ی بیشمار در زمینه مبارزۀ تئوریک و سیاسی و با پراتیک انقلابی خود خدمت بزرگ و عظیمی به طبقۀ کارگر و در نهایت به زنان در مصاف با سیستم سر مایه داری وطبقۀ سر مایه دار کرد و سعی به حل قطعی مسئله ستم بر زنان نمود. در اینجا یاد این زن مبارز و کمونیست را به مناسبت تولد او که در تاریخ 5 مارس 1881 بود و همزما ن با روزهای بر گزاری مرا سم 8 مارس روز جهانی زن میباشد را گرامی می داریم . شروع و پایان نوشته ام را با سخنان زیبایی از این زن کمونیست آذین می دهم . این نظریه پردازانقلابی چپ ، کوشنده وکمال جو پیوسته در تلاش برای شکوفایی فکری و استقلال نظری و عملی و مرزبندی با رفرمیسم بود وبرای پالایش نظرات رادیکال و سوسیالیستی از سموم نظرات بورژوایی از هیچ کوششی دریغ ننمود .تلاشهای رزا لو کزامبورگ خصوصا در مبارزه با رفرمیسم و مدافع اصلی آن و پدر رفرمیسم (3) آدوارد برنشتاین در آلمان بسیار قابل توجه و چشمگیر بود و نقش و آثار این زن انقلابی درمبارزه علیه رفرمیسم برای همیشه به عنوان گنجینه با ارزش کمونیستی باقی خواهند ماند.

درشامگاه 15 ژانویه 1919 رزای سرخ و انقلابی را که تن به سازش و رفرمیسم نداده بود بی دفاع با صورتی تکیده از تحمل سالها مشقاتِ زندان و سختی وفعالیت مستمر و شبانه روزی مبارزه علیه رفرمیسم و سوسیال دموکرات های خائن و بعد از تحمل دورانهای سخت زندان به دست گلوله افسرانی که در خدمت دولت سر مایه داری وبعدا به خدمت فاشیست ها در آمدند که این افسران با همکاری و حمایت سوسیال دموکرا تهای مزدور و رفرمیستی چون ابرت ، شاید مان و نوسکه (5) به زندگی پر بارش خاتمه داده شد.

رزالوکزامبورگ در سراسر زندگی پر بار خود به مبارزه با رفرمیسم حاکم بر انترناسیونال دوم و بر علیه شونیسمِ حاکم بر سوسیال دمو کراسی مشغول بود. او لحظه ای از مبارزۀ نظری و عملی خود بر علیه بورژوازی و امپر یالیسم غافل نماند و هیچ گونه توهمی به اصلاحاتی که از طرف بورژوازی صورت میگرفت نداشت. او همانطور که از یک کمونیستِ انقلابی انتظار میرفت و میرود، راه حل رهائی طبقۀ کارگر و در نهایت بشریت را از یوغ بردگی کار مزدی نه در اصلاحات ورفرم بلکه در انقلاب پرولتری میدید.(5) تلاشهای بی دریغ، پر شور و آگاهانۀ او برای احیای جنبش انقلابی کارگری و زدودن این جنبش از انحرافات رفرمیستی با اعتقادی راسخ و تا آخرین لحظه های حیات پربارش ادامه داشت. در این زمینه به نوشته ها، مقالات و سخنرانی های زیادی پرداخت. رزا نوشت: " انقلاب روسیه به اندازه ده سال جوانم می کند. زنده باد انقلاب! انقلاب بنا بر تمامی قواعد بسط می یابد و این یک شادمانی بزرگ است که آن را نظاره کنیم، درک نمائیم و بتوانیم و به خواهیم در آن به همکاری بپردازیم." در مورد جنگ امپریالیستی اول می نویسد:

" جنگ کنونی نه تنها کشتار عظیم ، بلکه یک خودکشی جمعی طبقه کارگر به نظر میرسد، یک دیوانگی، یک دوزخ خونین ...سهام بالا میروند و پرولتاریا فرو می افتند." رزا لو کزامبورگ 1917 یادش گرامی باد!

 

پانویس ها:

(1) رزا لوکزامبورگ، کلارا زتکین، ورا زاسولیچ، نادژدا کنستا نتینو کروپسکایا، آلکساندرا کولنتای و صدها زن انقلابی کمونیست در ایران و سراسر جهان

(2) پرومته يكي ازخدايان اسطوره‌اي يونان باستان است كه تحمل رنج وسختي انسان رانداشت.او به انسان هاعشق میورزید ونمیتوانست ناراحتی هاورنج آنهارا ببیند. براي رهاندن انسان ازسختي‌ها، آتش راازآسمان ربودوبه انسانهاهديه داد. زئوس ازاين كاراوبه خشم آمد. وي رابه بندكشيد ودرقلعه‌اي دركوه قفقاز زنداني كرد.هرروزعقابی میآمد وجگراومیخورد وشب جگراوازنومیروئید.امااوازكاري كه كرده بود پشيمان نگشت وازدرگاه زئوس تقاضای بخشش وپشیمانی از کاری که انجام داده بود نکرد وامید وروحیۀ قوی خودراازدست نداد تا که هرکول روزی ازاَن دیارگذشت وپرومته رانجات داد.

(3) برنشتاین صاحب فرضيه تعديل ماركسيسم، و تاکيد بر پياده کردن تدريجي و مرحله به مرحله سوسياليسم. او به حل تضادهای درونی سرمایه داری نه به صورت قهر آمیز و انقلابی، بلکه معتقد بود که تضادهای درونی سیستم به تدریج و با اصلاحات و به شکل دموکراتیک و تدریجی و با روش مسالمت آمیز حل و بر طرف خواهند شد.

(4) ازرهبران حزب سو سیال دموکرات آلملن که به دفاع از جنگ امیریالیستی 1914 – 1918 و به دفاع از دولت سر مایه داری خودی بر خاستند. حزب سو سیال دموکرات آلمان با رای موافق دادن به بودجه نظامی شرکت در جنگ امپریالیستی، طبقه کارگرآلمان را به سلاخگاه برای دفاع از منافع بورژوازی امپریالیستی برد وبرای اثبات هر چه بیشتر سرسپردگی و نوکری خود به بورژوازی ، رزا لو کزامبورک و کارل لیبکنشت که از رهبران انقلابی و در جناح مارکسیسم انقلابی و سوسیالیسم چپ قرارداشتند را وثیقه خیانت خود نمودند. سوسیال دموکراتها بطرز بیشرمانه ای این دو انقلابی سازش ناپذیررا، به قتل رساندند و در لباس چپ بیشترین خدمت را از آن زمان تاکنون به بورژوازی نموده و هنوز هم می نمایند.

(5) رفرم اجتماعی یا انقلاب اجتماعی، در دفاع ازانقلاب اجتماعی و رد رفرمیسم، نوشته رزا لوکزامبورگ 5 مارس 2012

banafshekamali@gmail.com

 http://www.newoctober.com