سیاست خارجی آمریکا و تشکلهای کارگری در ایران

رضا مقدم

از همين نويسنده


به نقل از ستون یادداشتهاو نکته ها در سایت کارگر امروز، اسفند١٣٨٥- مارچ ٢٠٠٧


رضا مقدم، 29 اسفند 1385

متن فارسی سخنرانی اکبر گنجی در "شورای روابط خارجی آمریکا" در 11 اسفند در سایتهای اینترنتی منتشر شد. بدین ترتیب نوبت به اکبر گنجی هم رسید تا همانند رفراندمیان در "شورای روابط خارجی آمریکا" سخنرانی کند، تحلیل خود را از رژیم اسلامی بیان دارد، مشخصات رژِیم مطلوب لیبرالهای ایران را ارائه دهد، با دید "امنیتی – نظامی" سیاست خارجی آمریکا مخالفت کند، آمریکا را از حمله نظامی به ایران برحذر دارد و از دولت آمریکا بخواهد تا سیاست خارجی خود را در راستای خدمت به برقراری رژیم مطلوب مورد نظر لیبرالهای ایران تغییر دهد.

یکی از موادی که گنجی در "شورای روابط خارجی آمریکا" طرح کرده، کمک به شکل گیری تشکلهای کارگری در ایران است که طرح چند نکته را در این مورد ضروری میسازد.

اولا، اکبر گنجی هم نظیر دیگر نیروهای راست اپوزیسیون ایران، تشکلهای کارگری را در چهارچوب آنچه آنرا "جامعه مدنی" و "ان جی او"ها می خوانند، می فهمند. ایجاد تشکلهای کارگری که بر مبانی همکاری و سازش طبقاتی استوار است قبلا فقط بر داشتن متحدینی در رژیم و دولت متکی بود. با تضعیف اصلاح طلبان حکومتی که انشقاق در کل جنبش اصلاحات را نیز در پی داشت، بخشی از اصلاح طلبان برای رسیدن به اهدافشان بسوی استفاده از فشار سیاست خارجی آمریکا به رژیم اسلامی سوق یافتند. بدین ترتیب حال جریاناتی در اپوزیسیون ایران و از جمله لیبرالها، ایجاد تشکل کارگری مورد نظر خویش را نه با اتکا به متحدینی در رژیم اسلامی بلکه در هماهنگی با سیاست خارجی آمریکا دنبال می کنند. در صورتیکه تشکل مورد نظر چپها و رادیکالهای جنبش کارگری بر مبانی همکاری و همگامی با دولت و کارفرماها قرار ندارد، در چهارچوب "جامعه مدنی" و "ان جی او"ها نیست و ماهیتا با تشکلهای مورد نظر سیاست خارجی آمریکا و لیبرالها نیز متفاوت است.

ثانیا، جنبش کارگری ایران و بویژه گرایش چپ و رادیکال آن برای ایجاد تشکل احتیاجی به حمایت دولت و سیاست خارجی آمریکا ندارند. تشکل مورد نظر اینها فقط می تواند بر وسیع ترین توده های کارگر متکی گردد و چشم امیدش به کمک کارگران در دیگر کشورها باشد. بعلاوه، چپها و رادیکالهای جنبش کارگری علیه هر جریانی که بخواهد از جنبش کارگری ایران در اختلافات بین این دو رژیم استفاده کند، قاطعانه خواهند ایستاد و اجازه نخواهند داد تا جنبش کارگری ایران ملعبه دست این و آن شود و به ابزار اجرای سیاست خارجی آمریکا در قبال رژیم اسلامی تبدیل گردد. بطور مشخص، فعالین جنبش کارگری ایران مدتهاست که به فعالیتهای "مرکز آمریکایی همبستگی" که یکی از ابزارهای سیاست خارجی آمریکا برای دخالت در جنبش کارگری در کشورهاست حساس شده اند و می کوشند تا تلاش این مرکز را که با استخدام کارکنان فارسی زبان در صدد یافتن سرپل هایی در خارج کشور برای ارتباط با جنبش کارگری ایران و فعالین آن است، خنثی کنند.

ثالثا، با آنکه اکنون جنبش کارگری ایران فاقد تشکلهای توده ای و میلیونی خود است اما دارای آن حد از تشکل و فعال هست که بتوانند این جنبش را نمایندگی کنند. جنبش کارگری ایران هیچ درخواستی از "شورای روابط خارجی آمریکا" ندارد و نیازی نیز به واسطگی و دلالی امثال اکبر گنجی ندارد. فعالین جنبش کارگری ایران درخواستهای کمک خود را علنا از برادران طبقاتی خود در دیگر کشورها مطرح کرده اند و بعضا نیز از آن برخوردار گشته اند.